با سپاس فراوان از
آقای مرتضی فریزنی ( مقیم مونیخ آلمان) .بخاطر
همکاریشان در ارایه اطلاعات.
گزارش از: مهدی روان
بخش سعید نوحی
برنامه صعود به قله زیبای
سبلان - 25 مرداد 1387:
حاضرین در برنامه :
مهندس جدید الاسلامی، محمد رضا جاویدنیا، نیا
ابراهیمی، مجتبی عوض پور، علی خلیقی، علیرضا
علمدار
روز و محل حرکت :
پنجشنبه 24 مردادماه 87 از کرمان
روز پنجشنبه ساعت 30:
15 حرکت خود را با همراهی سه تن از همنوردان گروه
جوپار (مهندس جدید الاسلامی، محمد رضا جاوید نیا و
مجتبی عوض پور) از کرمان آغاز کردیم. ساعت 20 : 18
توقفی در محل مسجد ابوالفضل داشتیم و تجدید قوایی
جهت ادامه مسیر با صرف ساندویچ و چای در میان
انبوهی از مسافران خسته که در این مکان که مقدس می
دانستند و استراحت می کرده و چای صلواتی می
نوشیدند و لذت می بردند تا ادامه مسیر دهند. ساعت
20 2 به اردستان رسیدیم هوای معتدل و نسیمی ملایم
می وزید در آنجا شام خوردیم و استراحت کردیم صبح
روز بعد در ساعت 30 : 8 بعد از صرف صبحانه به سمت
تهران حرکت کرده و در ساعت 30 : 13 در تهران بودیم
بعد از صرف نهار مهندس جدید الاسلامی، مجتبی عوض
پور و اینجاب (علمدار) از آقای جاوید نیا جدا شده
به منزل فرزین علمدار یکی از همنوردان قدیم گروه
جوپار در کرج رفتیم و تا صبح روز بعد در آنجا
بودیم. صبح روز شنبه 26 مرادماه آقای جاوید نیا،
نیما ابراهیمی و علی خلیقی در خانه فرزین به ما
ملحق شد که در آنجا در محیطی گرم ، دوستانه و لذت
بخش صبحانه مفصلی را صرف کرده و در ساعت 00 :9
همگی بعد از خداحافظی از فرزین به سمت اردبیل حرکت
کردیم همه با انرژی، شاد و با یاد گذشته ، روحیه
مضاعفی گرفتند.
جناب مهندس اسلامی با
زانو دردی که داشت شاید امکان بالا آمدن را نداشت
اما با این حال همت و عزم راسخ این مرد بزرگ جهت
آمدن روحیه ما را دو چندان کرده بود. بعد از
عبوراز لوشان، منجیل، رستم آباد، رشت و انزلی در
رستوران پرویز ما بین راه انزلی و استارا در ساعت
45:14 نهار خوردیم. اسالم، تالش و استارا را رد
کرده تا به گردنه حیران رسیدیم با شیبی بسیار تند
اما زیبا. در ساعت 30 : 18 در آنجا توقف کوتاهی
داشته و چایی صرف کردیم ساعت 15 : 19 بود که به
اردبیل وارد شدیم . سریعاً به سمت آبگرم شابیل به
راه افتادیم و در ساعت 30 : 20 به روستای فخر آباد
رسیدیم در آنجا مقداری غذا و نان جهت شام تهیه
کردیم و نهایتاً در ساعت 30:21در شابیل بودیم. صبح
روز بعد در ساعت 30 : 5 از خواب بیدار شده کوله ها
را آماده کرده و در ساعت 45: 6 با لندرورهایی که
فقط به همین جهت سرویس کوهنوردان را انجام می
دادند با پرداخت هر نفر 3000 تومان به سمت جانپناه
حرکت کرده و در ساعت 30 : 7 در جانپناه در ارتفاع
3700 متری بودیم بعد از صرف صبحانه در ساعت 15 : 8
به سمت قله به راه افتادیم.
آقای مهندس جدید
الاسلامی بعلت آسیب دیدگی زانو نتوانست صعود کند و
در جانپناه ماند تا ما از صعود برگردیم.
مسیر صعود پرچم گزاری
شده بود اما آنقدر آدم های زیادی از کوه بالا می
رفتند و یا پایین می آمدند که دیگر نیازی هم به
راهنما و پرچم نبود شروع صعود با شیبی نسبتاً تند
و زمینی شنی و سنگی همراه بود که صعود را کمی
دشوار می کرد. من به همراه مهندس جاوید نیا و آقای
عوض پور و آقای خلیقی جلوتر حرکت کردیم و نیما
ابراهیمی بعلت کمی نامساعد بودن حالش با سرعت
کمتری می آمد شیب آخر تا رسیدن به سنگ محراب بسیار
تند بود و با وجود اینکه گامهای کوتاه بر می
داشتیم اما فشار هوا و نبود اکسیژن کافی خود را
نشان می داد اما خوشبختانه هیچ یک از اعضا دچار
مشکل خاصی نشد به هر حال در ساعت 15 : 12 به قله
سبلان در ارتفاع 4811 متری با آن دریاچه زیبا و
منحصر بفرد رسیدیم و نیما ابراهیمی بعلت کمی
ارتفاع زدگی و وضعیت نامناسب یک ساعت بعد از ما
رسید و به ما ملحق شد در کنار آن دریاچه زیبا با
آب زلال و خنک نهار را خوردیم بعد از کمی استراحت
و عکس گرفتن در ساعت 45 : 14 به سمت پایین و
جانپناه به راه افتادیم در ساعت 00 : 17 با روحیه
ای سرشار از شور و نشاط و شادی و افتخار به
جانپناه رسیدیم بعد از کمی استراحت و نوشیدن آب
میوه با یک دستگاه لندرور به شابیل برگشتیم در
آنجا هم پس از چند دقیقه انتظار به آبگرم رفتیم
بعد از آبگرم سریعاً به روستای لاهرود رفته در
آنجا استراحت کرده و شام خوردیم و شب را آنجا سپری
نمودیم صبح روز بعد ساعت 15 : 8 به سمت زنجان و
تهران به راه افتادیم ساعت 40 : 9 در اردبیل بودیم
بعد از صرف صبحانه حرکت کرده و بعد از گذر از شهر
نیر، سراب و بستان آباد در ساعت 00 : 15 به زنجان
رسیدیم در آنجا نهار خورده و در راه از گنبد
سلطانیه بین راه زنجان و قزوین دیداری کردیم و از
آنجا به سمت تهران حرکت کرده و در تهران تمامی
اعضا از هم جدا شده که برخی به مسافرت رفته و برخی
به منزل برگشتند. در انتها لازم است از جناب آقای
مهندس جاوید نیا بخاطر خودروی شخصی و رانندگی بی
وقفه کمال تشکر را داشته باشیم.
تهیه گزارش : علیرضا علمدار
برنامه صعود به قله هزار -
هشتم و نهم مرداد ماه 1387:
هوالعظيم
روز سه شنبه
ساعت16:30 هشتم مرداد ماه 87 بود كه با هماهنگي
قبلي بعمل آمده با گروهي شامل 4 نفر (مهدي
جديدالاسلامي, محمدرضاجاويدنيا, مجتبي عوض پور,
عليرضاعلمدار) با خودروي سواري آقاي جاويدنيا حركت
خود را به سمت شهرتاريخی و خوش آب و هوای راين
آغاز كرديم. پس از پيمودن110کيلومتر راه ساعت00
18: به شهرراين رسيده، در آنجا توقفي جهت تهيه
مقداري غذا و نان داشتيم و در ساعت 19:00 به منطقه
زيباي آبشار با هوايي جذاب و دلپذير با آن
بيدستان منحصر به فرد رسيديم.
خودرو را در انتهاي
مسير گذاشته، يكي دو ساعتي از وقت خود را در كنار
آبشار با هم صحبتي دوستان لذت برده و در بيدستان
كنار آبشار شام خورديم. شبی زيبا را با ستارگان
به صبح رسانديم. شب بسيار زيبايي بود و با وجود
چلچراغ آسمان كويري، زيبايي دو چندان پيدا كرده
بود.
در ساعت6:00 روز
چهارشنبه (روز بعد) حركت خود را به طرف قله از سمت
آبشار آغاز ومسير را با شيبی ملايم پا به پای
رودخانه ای که بيدهای جوانی در طرفين آن بود ادامه
داده تا در ساعت 7:30 به جان پناه در ارتفاع3000
متری رسيده، در آنجا استراحت نموديم. ساعت 8:30
بعد از صرف صبحانه به سمت قله هزار، مرتفع ترين
قله جنوب ايران به راه افتاديم. هوا بسيار مناسب،
آرام و دلپذير بود و لكه هاي ابري نيز ديده مي
شد.
در ساعت10:30 به تاج خروس رسيده، در آنجا حدود نيم ساعت استراحت و يادي
كرديم از شادروان پور عزیزی كه در آن منطقه بعلت
پرت شدن از کوه فوت كرده بود. از آنجا به بعد به
دو گروه تقسيم شديم. گروه اول شامل دو نفر
(جديدالاسلامي وجاويدنيا) كه بعلت آسيب ديدگي زانو
به سمت جان پناه برگشتند و گروه دوم(عوض پور
وعلمدار) به سمت قله حركت كرديم. قله بسان برجي
بلند بر مناطق اطراف احاطه داشت. نهايتاً در ساعت
13:20 به قله زيباي هزار رسيديم. در آنجا محوطه اي
سنگ چين و روباز با شمعهايي سوخته و پرچم
برافراشته يا حسين(ع) بود كه نشان از اعتقادات
خاصي به آن محل داشت. حدود نيم ساعت در آنجا
استراحت و از مناظر رويايي ارتفاع 4465 متري هزار
لذت برديم.
در ساعت13:40 به طرف
پايين به راه افتاديم. شيب نسبتاً تند وسنگهاي
روان كمي سرعت پايين آمدن را كند ميكرد. ساعت
16:30 بود كه به جان پناه هزار رسيديم. در كنار
جان پناه بيدستان زيبايي با بيدهاي كهنسال و
تنومند جلوه گر است كه در سالهاي گذشته جوي آبي هم
از آن عبور ميكرده كه متاسفانه به دليل خشكسالي
اكنون خشك شده است. با توقفي كوتاه به سمت دره
بزكش كه دره اي زيبا و پر از آب بود و از آنجا
رودي عبور ميكرد، رفته و در آنجا به دوستان
همنورد گروه اول ملحق شديم. در آنجا استراحت و
ناهار را صرف نموديم .
در ساعت17:30 از
آنجا حركت كرده و در ساعت18:30 به آبشار رسيديم.
در آنجا آبشار پذيراي بسياري از مردم مشتاق به
طبيعت بود. با وداعي از اين نگين زيباي كويري و
اين چهارمين قله بلند ايران به اميد صعودي ديگر به
سمت كرمان حركت كرده و د ر ساعت 20:00 در شهر
كرمان بوديم
.
برنامه صعود به قله کوه شاه
27 و 28 تیر ماه 1387:
بنام آفریننده
زیبایی ها
گزارش برنامه ی شش
ماه ی اول گروه کوهنوردی جوپار( صعود به قله ی کوه
شاه از مسیر دهانه ی آردی)
طبق برنامه ، این گروه باید صعودی به قله ی لاله
زار با سرپرستی آقای حامد رمضانی انجام میداد که
بنا به دلایلی این برنامه به تاریخ 27 و 28
تیرماه موکول شد و صعود به کوه شاه در تاریخ
مذکور از مسیر سد خاکی لاله زار صورت گرفت. ساعت
شش صبح روز 27 تیر ماه سال 1387 پنج نفر از
اعضای گروه، در میدان آزادی آماده حرکت به سمت
لاله زار بودند. چون تعداد شرکت کنندگان در این
برنامه زیاد نبود تصمیم گرفتیم با اتوموبیل خودمان
به لاله زار برویم. حدود ساعت 8:30 به سد خاکی
لاله زار رسیدیم که جدیداً به مکان تفریحی برای
مردم تبدیل شده و با امکانات نسبتاً خوبی پذیرای
گردشگران می باشد. پس از صرف صبحانه به سمت محل
کمپ که تخت شاه در نظر گرفته شده بود حرکت کردیم.
به دلیل کامل بودن ماه، شب بسیار زیبایی پیش رو
داشتیم ،تصمیم گرفتیم، شبانه به قله ی کوه شاه
صعود کنیم. بنا بر این تا ساعت21 که زمان حرکت به
سمت قله بود در محل کمپ(تخت شاه) به ارتفاع 3675
متر به استراحت پرداختیم. سه نفر از اعضا
تصمیم به عکاسی در شب گرفتند که در حقیقت بهترین
شرایط برای عکاسی در شب وجود داشت. دو نفر دیگر
(امیر اخلاقی و حامد رمضانی) برای صعود به قله در
ساعت 21 حرکت کردند. حدود ساعت 22/15 در ارتفاع
4088 متری استراحت نمودیم و چون در حال ثبت کروکی
منطقه در GPS آقای علی نوحی بودیم اولین نقطه
استراحت را نیز ثبت کردیم. محل استراحت دوم ما در
ارتفاع 4226 متری در ساعت23/15 روی آخرین یال
منتهی به قله بود. در آنجا قدری خرما خوردیم و
انرژی تازه ای گرفتیم. مهتاب نیز بسیار زیبا بود و
محیط اطراف را آنچنان روشن کرده بود که نیازی به
چراغ قوه نبود. گاهی تکه ابر کوچکی جلوی تابش
مستقیم نور ماه را می گرفت که آنهم زیبایی
سحرانگیزی داشت. آخرین نقطه ی استراحت ما، در ساعت
23/44 در ارتفاع 4311 متری بود و در ساعت 00/13
بر فراز قله ی با شکوه کوه شاه بودیم. لذت وصف نا
پذیری بود که تنها با حضور در آن مکان و زمان
میتوان آنرا نجربه نمود. ارتفاع قله ی کوه شاه
4394 متر میباشد. پس از گرفتن چند عکس به سمت
کمپ به راه افتادیم و در ساعت 3/10 بامداد روز
جمعه 28 تیرماه 1387 به محل استراحت رسیدیم.
همنوردان ما آقایان محمدرضا جاویدنیا، ناصر اسدی
شکاری و علی نوحی نیز تا پاسی از شب، به عکاسی
پرداخته بودند و زمانی که ما به آنها پیوستیم در
حال استراحت بودند. ما نیز تا ساعت 8 صبح
استراحت کردیم و سپس به سمت سد لاله زار حرکت
کردیم و در ساعت 5 بعد از ظهر جمعه برنامه با
تمام زیباییهایش به پایان رسید. کروکی محل و نقاط
استراحت و مسیر حرکت در GPS ثبت شده و فایل آن نیز
برای دوستانی که قصد صعود به این قله را دارند در
سایت موجود میباشد.(بزودی)
گزارش از امیر اخلاقی
كوهپيمائي نئور به سوباتان
13 تا 17 خرداد ماه 1387 :
البرز گسترده در شمال
فلات ايران با چين و شكنهاي خود، پديده هاي شگفت
انگيزي را به وجود آورده كه هر يك مي تواند دنيايي
را براي دوستداران طبيعت و كوه گردان بگشايد. از
قله هاي چهار هزار متري گرفته تا جنگلهاي انبوه و
رودخانه هاي خروشان و آنسوتر ساحل درياي خزر هميشه
جاذبه هاي البرز بوده است. دره هاي دو هزار و سه
هزار كه اينك دست مخرب بشر آرامش و زيبايي آنها را
بر چيده و ديگر چشم انداز زيباي كرانه رودخانه
باوجود پسمانده ها و زباله ها دلربا نيست. هر چه
خود را بسوي بالاتر مي كشي، نفسي بهتر تازه مي كني
و از آفت اين موجود دو پا بيشتر در امان مي ماني.
اكنون كمتر جايي است كه پاي مخرب اين موجود به آن
نرسيده باشد، از قله هاي سماموس گرفته تا جزيره
آشوراده هر جا كه بنگري غدههاي بدخيم سرطاني يعني
ظروف يك بار مصرف را در آن مي بيني و اين رد پايي
است از تمدن و بشريت در اين ميان گاهي دره اي را
مي يابي كه لو نرفته است و از زهر خند موريانه هاي
در امان مانده، ذوق رفتن در اين مسير تو را مي
كشاند به روياهاي سبز و هر اندازه قدم بر مي دارد
مسحور طبيعت مي شوي تا آنجا كه فارغ از همه مكانها
هنوز باور نداري كه ايران ما چه بزرگ است و چه
زيبا ..... ؟!
گزارش برنامه
دانلود مسیر
ثبت شده با GPS
تصویر مسیر روی گوگل ارت1 -
تصویر مسیر روی گوگل ارت2
ساعت 15/8 شب با قطار
كرمان را بسوي تهران ترك مي كنيم روز بعد با چهار
ساعت تاخير به تهران مي رسيم كه ميني بوس آماده
است و پس از صرف نهار بسوي زنجان حركت مي كنيم
بزرگراه كرج را با سه ساعت ترافيك پشت سر گذاشته و
شام را در زنجان با غرش آسمان و رعد و برق صرف مي
شود تصميم داريم از مسير جاده اي كه در نقشه راهها
آن را آسفالت معرفي نموده اند و نزديك تراز جاده
اسالم به خلخال است استفاده كنيم در محل سرچم سفلي
بسوي آن مي پيچيم آسفالت آن خراب و بيشتر آن خاكي
است با صدها گردنه و پيچ و خم در تاريكي شب از چند
روستا مي گذريم و دريغ از يك تابلو. هر چند GPS را
بر روي طول و عرض درياچه نئور تنظيم كرده ايم و
مسير را همراه ما نشان مي دهد گاهي در تاريكي شب
به تابلوئي مي رسيم خوشحال از اينكه نام روستا و
يا مسير بر روي آن درج گرديده كه با تعجب مي بينيم
نوشته است « استغفرالله»؟ خلاصه ساعت 4 صبح خسته و
مانده به بخش فيروز آباد مي رسيم. در كنار جاده
كيسه خوابها را پهن كرده ولو مي شويم. صبح روز بعد
بسوي درياچه نئور حرکت مي کنيم و پس از حدود دو
ساعت نئور را مي بينيم. زيبا و رويايي كه در
فراخناي تپهها آرميده است هر چند تصميم داريم قلة
بوغري داغ که بلندترين قلة گيلان است را صعود
کنيم اما به دليل کمبود وقت و تاخيري که قطار
برايمان بوجود آورد از صعود آن صرفنظر کرده و پس
از صرف نهار کنار درياچه، راهمان را بسوي سوباتان
پي مي گيريم. جاده اي عشايري که سينة طبيعت را
شکافته آن را دنبال مي کنيم GPS مسير ميان بر را
به ما نشان مي دهد.
طبيعت اينجا چيز
ديگري است. سرزمين گلهاي زرد و قرمز. شقايق هايي
با رنگ هايي جدا از ديگر مناطق. کران تا کران
نقاشي هاي دلربا و تحسين برانگيز هوايي در نهايت
لطافت، و چشم اندازهايي که توصيف آن فقط در ديدارش
ميسر است در جوار پارهاي برف و در ميان چمنزارها
چادرها را بر پا مي کنيم. هوا مستي خاصي مي آورد.
روز بعد در حالي که مه تمامي دره ها و جنگلهاي
پايين دست را پوشانده به سوي سوباتان سرازير
ميشويم. براستي که بايد اينجا را بهشت لو نرفته
ناميد. هر چند که در اين گزارش ديگر لو رفته است.
چند تيم کوهنوردي را ميبينيم که از کنار ما
ميگذرند و آنچه را که حائز اهميت ا ست اينکه براي
اولين بار در يک مسير کوهپيمايي زباله اي
نميبينيم. چه خنده آور است و حزن انگيز آن قدر
طبيعت ما را آلوده
کرده اند که ديدن يک منطقه پاک کمي دور از ذهن
است.
به سوباتان مي رسيم
روستايي که بيشتر به روستاهاي آلپ شباهت دارد. با
خانههاي شيرواني و رويايي از آنجا توسط وانت با
طي حدود دو ساعت در جاده اي خاکي با شيب بسيار تند
به شهر تالش وارد تا سوار ميني بوس شويم.
1- مسافت نئور به
سوباتان حدود بيست کيلومتر مي باشد.
2- بهترين مسير
دسترسي جاده اي براي اجراي اين برنامه از طريق
اردبيل به عباس آباد و يا اسالم، خلخال- عباس آباد
مي باشد.
3- بهترين فصل
منطقه نيمه خرداد ماه است.
پنجشنبه و جمعه 29 , 30
فروردین 1387 :
خشکسالی تاسف بار در
مرغزار
بعداز ظهر پنجشنبه
29/1/87 به قصد اقامت درمحلی بنام مرغزار به
روستای بیدوئیه منطقه کوهپایه که در فاصله حدود
30 کیلومتری کرمان واقع است، حرکت کردیم. این مسیر
را همچنین میتوان از روستای سراسیاب شش نزدیک
چترود که در جاده کرمان-زرند واقع است،پس از پیاده
روی حدود 10 ساعت که بخصوص در فصل بهار بسیار مفرح
است طی نمود. بدیهی است قله چنگ کلاغ نیز در همین
منطقه است. سالهای قبل مرغزار، چشمه پر آبی داشت
که به زعم بسیاری از کوهنوردان، بهترین آبی بود که
در کوهساران دیگر یافت نمیشد.آنجا محوطه سبز وسیعی
دیده میشد که چشم هر بیننده ای متحییر میماند.
اما...
وقتی رسیدیم ، به خاطر
بارش های کم وناکافی زمستان 1386 ، از آن سر سبزی
و طراوت وآن آب چشمه خبری نبود. پوشش گیاهی کم بود
و بیشتر زرد دیده میشد و آب برای خوردن هم به سختی
توانستیم جمع آوری کنیم. باد سردی میوزید که از
آن فصل سال انتظار نمیرفت و خلاصه انگار همه چیز
دگرگون شده بود.شنیده بودیم که خشکسالی است ، اما
فکر نمیکردیم به این شدت باشد. با این احوالات ،
مثل هر شب کوهستان، آتشی افروختیم و چادری بر پا
کردیم و چای گذاشتیم و به سرودهای کوهستان
پرداختیم. صبح روز بعد ، چادر ها را برچیدیم وپس
از صبحانه بطرف پایین حرکت کردیم. امیدواریم در
سالهای آینده،شاهد پر آبی،سرسبزی وشکوفایی
طبیعت،آنطور که بایستی باشد و انطور که پیشینیان
برایمان تعریف میکنند، باشیم.
افراد
شرکت کننده در این برنامه:
آقایان:
حامد رمضاني-علي
نوحي-رضاعلوي(مهمان)-مهدي روانبخش-وحيد كرمي-رسول
زندي-سعيد نوحي-محمدرضاجاويدنيا-علي علمدار(مهمان)
تهیه گزارش: مهدی روانبخش